السيد محمد حسين الطهراني
20
معاد شناسى (فارسى)
تاريكىها و فرو رفتن در سياهچالها و پيمودن كوره راهها و عَقَبات و گردنههاى وخيم و وحشتزاست . ملائكه غضب نيز حاضر و آمادهاند كه او را به سختترين وجهى قبض روح كنند ، و به بدترين موضعى با خود ببرند غريب و تنها با دست كوتاه . در اين لحظه انسانِ مجرم مختارى كه هر چه در دنيا به او مىگفتند سودى نداشت ، خود را در مشت قدرت پروردگار مىبيند و در قبضهء قهر و ظهور مقام جلال مىيابد ؛ ميگويد : ايمان آوردم ، به خداى ايمان آوردم و شهادت مىدهم كه هيچ انباز و شريكى ندارد ؛ و بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . ملائكه گماشته و مراقب با گرز آتشين بر سرش مىكوبند و ميگويند : جنايت آنجا ، ايمان اينجا ؟ خيانت آنجا ، ايمان اينجا ؟ كفر و شرك و زَنْدَقه آنجا ، ايمان اينجا ؟ ! آنوقتى كه آلت داشتى ، افزار و اثاثيّه داشتى ، بدن داشتى ، علم و قدرت داشتى ، سلامت مزاج داشتى ، أمنيّت و فراغت داشتى ، ايمان نياوردى ؛ حالا كه آلت از كار افتاده ، بدن مانند چوب خشك شده ، نسيان و خمود بجاى دانش نشسته ، توان به ناتوانى مبدّل گشته ، امراض گوناگون از هر سو سراپايت را گرفته و خود را در مقابل قهر مىبينى ايمان مىآورى ؟ اين ايمان فائده ندارد ، گرهاى نمىگشايد ، مختصر اثرى در رفع عذاب و رهائى از عواقب و خيمِ سوء كردار ندارد . تا ز دستت مىرسد كارى بكن * پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار